« خيرگي | صفحه اصلی | ماشيناي كناري »
شب يلدا و بازي هاي روستايي و جن نامه!

چقدر خوب است بداني دماغ گنده اي داري و توي وبلاگستان خودت را چس كرده اي و وقتي همه دارند تحليل سياسي و اجتماعي و سكسي از زندگي روزمره ارائه ميدهند و كتاب نقد ميكنند، داستان مينويسي باز هم هست كسي كه دلش بخواهد توي بازي اش بازيت دهد. آدم حالي به حالي ميشود و ميترسد يهو بپرد وسط و بگويد: هي فلاني خواستگار با طعم فلفل دلمه اي نميخواهي؟!
بازي شب يلداست و منم دعوت شدم كه پنج تا از چيزهاي ناگفته و نانشنيده ي زندگيم رو بدون ادا و اطوار و قر و قنبيل لو بدم:
1_ اولين بار كه تو زندگيم يه دختر رو برهنه ديدم پنج سالم بود. اونهم پنج سالش بود. قصه ش رو نميگم كه موضوع اخلاقي و روانشناسي و اينا نشه.
2_ به شدت علاقه دارم كه تو عروسيها و مهمونيها و نامزديهايي كه مجلس زنونه و مدرونه داره تو زنونه باشم.
3_ به شدت انتلكتوئلم و از اين تيريپاي ادا و اطواري و دوست دارم دوست دخترم خيلي حاليش بشه و كلي اهل كتاب و انتلكتوئل بازي ولي اعتراف ميكنم وقتي دختر خوشگل قد بلند با پوست سفيد ميبينم كه پالتوي خز تنشه و چكمه 80000 هزار تومني قهوه اي پاشه و موهاش رو داده هاي لايت كردن و رژ صورتي زده با براق كننده ي اكليل دار! و ناخنهاش رو لاك بي رنگ با طرح بته جقه زده و ... هوش از سرم ميپره و يادم ميره انتلكتوئل رو از كي ياد گرفتم كه بلغور كنم.
4_ به طرز رذيلانه و پست فطرتانه و كثيفي پيگير اينم كه اون كسي كه چهار سال پيش عاشقش بودم و به خاطرش طپش قلب گرفتم، كي بدبخت ميشه. مثل بختك رو زندگيشم كه خبر طلاقش رو بشنوم ولي اينم بگم كه هميشه ميگم خفه شو حسين و ميگم خدا نكنه و از اين حرفا!!!! ( خب اگر بدبخت بشه بهم ثابت ميشه كه راه زندگيم رو درست اومدم. پول به درد نميخوره. من درست ميگفتم. ولي تا الان من فقط زر زدم و قهوه اي شدم. )
5_ اينم باز از بچگيم بگم: از سال چهارم ابتدائي كه جهشي خوندم شروع كردم به جعل امضاي بابا و مامان پاي ورقه ي امتحاني تا امروز كه از جعل امضاي مدير گروه پاي برگه انتخاب واحد براي اينكه صف واينستم و مدير آموزش دانشگاه قبليم چون فكر ميكرد واقعا كاره ايه و امضاش ارزش داره! و خلاصه مهندساي كارخونه ايكه تو سربازي ميرفتم براي اينكه مرخصي 48 ساعتي و 72 ساعتي بگيرم، و دماغشونو به خاك بمالم چون دائم لغو مرخصيم ميكردن و من هر لغو مرخصي ميشدم بيشتر ميرفتم مرخصي!!! پرداختم.
اين دوستان هم از طرف من دعوت كه بازي رو ادامه بدن و خاك آبروي خودشون رو دوست داشتن ببرن و الا كه منو اصلا آدم حساب نكنن!
آرين( هزار و يك روز ) و آينه و كاوه ( همشهري كاوه ) و سعيد حاتمي و نارنج و ارنواز ( حنجره ) و گربه چكمه پوش و محمدرضا ( كلبه خرابه ) و ستيغ خانوم ( اين وبلاگ گاز ميگيرد ) .
پ.ن: چرا تعداد اينها كه دعوت كرم زيادتر از پنج تاست؟ چون دلم ميخواهد. از بچگي ميريدم به بازي! ولي راستش را بخواهيد باز هم از بچگي كسي مرا بازي نميداد كه حالا فكر كنم اينها در بازي من شركت ميكنند!! ولي اگر كسي خواست دعوتش كنم تا بازي كند بگويد لينكش كنم.

اين چيزايي كه دارم الان تايپ ميكنم رو بر ميدارم. پس اگر فكر كرديد كه حرفي ميزنيد كه من بايد براي هميشه در آرشيوم داشته باشم نگيد!!
ديروز يا ديشب يك نفر يا چند نفر وبلاگ منو پينگ كردند و طبق معمول عر خواهي ميكنم كه آمديد و چيز تكراري خونديد. من نبودم. چون دفعه قبل هم دوستي بود كه بهش فحش داده بودم اينبار فحش نميدم كه خداي ناكرده مثل دفعه ي قبل نشه ولي هر كي بوده خيلي خر بوده كه منو پينگ كرده اين دفعه!!!
و بعد اينكه ميبينيد پست بازي شب يلدام پريده!!! البته بصورت آفلاين داشتمش و دوباره ميذارمش سر جاش ولي من برش نداشتم و اصولا اين روزها بر سر من و زندگيم داره بلاهايي مياد كه من هيچ دخالتي در اونها ندارم. نميدونم چطوري پستم پريده ولي انگار هاست ميزبان سايتم مشكل داره كه گاهي وبلاگم بالا نمياد. نميتونم شاكي باشم چون طفيلي اين هاستم!!!!
خلاصه اينكه خدا كنه يكي بياد اينجا رو از دست من بگيره خلاصمون كنه و بي بهونه بريم رد كارمون. بريم پي چيزي بگردم كه وقتي دارم پرت ميشم و گرفتمش يا اون منو نگيره يا من اگر گرفتمش كنده نشه!!!
بي خيال اينا رو درد دل ميكنم ميدونم دري وريه ولي خب همينطوري حالا كه وقت دارم زر يا مفت بزنم ميزنم! زدن كه ماليات نداره.
راستي به فرهنگ لغات حساسيت زاي من يه كلمه ي ديگه اضافه شد: (( خوب )) و البته تركيبات و جملاتي كه با اين خوب ساخته ميشه.
قبلا به متفاوت بودن و يا روشنفكر يا بورژوا يا زيد يا بكش بكش يا ... حساس بودم. اين روزا به خوب بودن. تو خوبي. تو خيلي خوبي. تو ....بگذريم. هر كي بهم بگه تو خوبي و يا تركيبي از خوب بودن در موردم استفاده كنه چنان ميزنم تو گوش خودم كه اون طرف هشت دور پيرامون! خودش بچرخه....

پ.ن2: اونيكه هي منو پينگ ميكنه خيلي نفهمه! مثل سگ نفهمه! آخه الدنگ بيا فحش بده چرا پينگ ميكني!!!؟ قابل توجه دوستان باور كنيد من اگر بفهمم كي داره راه به راه منو ... فلان ميكنه خودم خفه ش ميكنم. البته اگر پسر باشه. دختر باشه يه كمي بيشتر فكر ميكنم بايد چه كار كنم!!! من شرمنده ام واقعا. فردا صبح يه مينيمال باحال ميذارم پوزه طرف به خاك ماليده بشه!

توسط <$MTEntryAuthorDisplayName$> در <$MTEntryDate$> |
نظرات

زیاد سخت نگیر حسین جان. زندگی رو هر جور که بگذرونی، میگذره. تو راحت باش و راحت زندگی کن .در ضمن تو خوب نیستی تو ماهی...
----------------------------------------------------------------------
ببين ليلا شما ديگه قاطي نكن!!!
قابل توجه دوستان كه مجبور شدم اين كامنت رو پابليش كنم بدون اجازه خود ليلا. ولي خب لازم بود و بدجوري لازم بود.
ميخواي كلمه ي ماهي رو هم اضافه كني به حساسيتهام؟!
راستي ليلا ميگذره؟ واقعا ميگذره؟ يعني ميشه بگذره؟!!!

خدا رو شکر که تکیه کلامه من تو بدیه. تو بدی تو خیلی بدی... ( این تو شامل خیلی ها میشه ) من هم به کلمه صبحانه خیلی حساسیت دارم .میدونی کهیر می زنم وقتی اسم صبحانه میاد . افسردگی میگیرم وقتی یکی حرف از صبحانه میزنه. راستی تو صبحانه رو بیشتر دوست داری یا شام رو؟ هاپو رو بیشتر دوست داری یا منو؟

اعتراف ميكنم كه شديدن با اين حس كه همين اول نوشته ام بگويم چقدر تو خوبي درگيرم. دارم تمام تلاش خودم را ميكنم كه اصلن به شما نگويم چقدر تو خوبي!!
اصلن با اينهمه عصبانيت كه از درو ديوار اينجا ميبارد مگر ميشود جرات كرد و حرفي از خوبي و خوب بودن زد؟
----------------------------------------------------------------------
دستت درد نكنه رفيق كه اينقدر زياد نگفتي!!!!! هر چي از دستت رسيد گفتيا. مگه نبينمت. جدا بايد هشت دور پيرامون خودت يا دور خودت بچرخي. حالا آهنگش هر چي بود بود!!!!

سلام،
ای ناقلا می‌خوای بدونی آخرش من چند سالمه؟ عمراً اگه بگم.
ممنون که منو هم قاطی آدما کردی.
شاد باشی
---------------------------------------------------------------------
سلام.
نه ديگه نميخوام بدونم تو چند سالته سعيد جان. براي اينكه ديگه كار خودتو كردي و آب از سرت گذشته. من الان تنها تصويري كه از تو در ذهنم دارم اينه كه يه بچه قنداق پيچ شده گرفتي بغلت و داري براش اداي قورباغه درختي در مياري و بعد داد ميكشي خانوم اين بچه بو ميده!!! بايد عوض بشه. و خانوم ميگه من دستم بنده خودت اين كارو بكن. چه شود!
راستي فقط شما آدم بودي و بقيه رو بايد قاطي شما كنم اقا سعيد. دوستت داريم هوار تا حتي اگر....!
سعيد حاتمی | December 23, 2006 01:16 AM
من یادم باشه به دوستاییم که می شناسنت بگم که تو آدم خطرناکی هستی! و اینکه به زور خواستی خودت رو همشهری ما جا بزنی! که البته موفق هم شدی (نمی دونم چرا حس کردم اونا خودشون عمرا نمی تونن بخونن اینجا رو که متوجه بشن!!!) P:
----------------------------------------------------------------------
ببين دوستايي كه منو ميشناسن خيلي بيشتر از اينايي رو كه اينجا نوشتم ميدونن ياسمن جان. ما همشهري هستيم. مطمئن باش. مخصوصا كه شما ماشين هم داري و بايد كم كم در موردت فكر كنم!!!!
اگر ميبيني من همينطوري يه لا قبا موندم واسه همينه كه دوستات ميشناسن منو و بهم ميگن تا هيمنجا باهات دستيم جلوتر نيا كه...!!!
یاسمن | December 23, 2006 02:16 AM
aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaayyyyyyyyyyyyy !!!!!!!!! . che kaare sakhti !!! to ke midoonesti man az en kaar ke khodamo lo bedam mitarsam dige cheraa ?! . minevisam . taa emshab . baayad fek konam .felan ...
---------------------------------------------------------------------
مگه ميخواي به خواستگارت بله بگي كه تا امشب فكر ميكني؟!!! از اين سختتر معرفي چند نفر ديگه ست كه بازي رو ادامه بدن!!! باور كن هيچ كس رو دور و برت پيدا نميكني كه حرفتو بخونن! حالا ببين.
arnavaaz | December 23, 2006 08:23 AM
ما جای دیگری .. افشا گری کردیم : دی WW.HAZFIAT.COM
آذرباد | December 23, 2006 03:11 PM
Agha Ki Toro Bazi Nemide Man Biam Dahanesho begam
to azize deli del angiz
...
Hamid Reza | December 23, 2006 03:34 PM
خوب مینویسی راحت و بی دغدغه
وهمین دلیل خوبی برای خواندنه
sanjab | December 23, 2006 04:30 PM
كلي خنديدم به 5 تا ناگفته ات....؟
نرجس | December 23, 2006 04:45 PM
hosein jaan cheshm baste gheib gofti ???!!!felan...
arnavaaz | December 23, 2006 05:15 PM
خیلی بامزه بود جلسات دوازده قدم ترک اعتیاده؟
یاسمن | December 23, 2006 06:00 PM
خب اگه یاسمن منو ته اون لیست نذاشته بود، الان اینجا رو می ذاشتم روی سرم و یه هوچی گری ای راه می انداختم که اون سرش ناپیدا! از سرت پرید!
دارم می نویسم ولی به طرز اسفباری تمام زندگیم رو وبلاگمه و هرچی می خوام بگم، قبلا نوشتم!
میترا | December 23, 2006 07:35 PM
ای ول . تاریخ انتخاب واحد که معلوم شد خبرت می کنم . به شدت به یاری سبزت نیازمندم در اون تاریخ .
گلناز | December 23, 2006 11:25 PM
درود بر جناب شب نويس... نگاشته جالبي بود! ... ظاهرا و باطنا راوي قصه افعال نگفته به مناسبت يلدا، درگيري با برخي جلبيت هاي اخلاقي و رفتاري رو از گذشته هاي بس بسي دور به وديعه گرفته!! كه چه خوب كه در اينجا تنها به بيان 5 مورد افاقه كرده - خدا به خير بياره الباقي موارد ناگفته رو!!- !!!... در خصوص شمار كامنتهام بنده بي تقصيرم! شما تشريف بيارين، تمايز كامنتتون با ما!!!... بدرود
گمگشته | December 24, 2006 04:12 AM
یکی از نا گفته هات تا جایی که یادم میاد این بود که میگفتی گربه تو خواهر نداری؟!؟!
گربه چکمه پوش | December 24, 2006 11:57 AM
خب خدا رو شکر حداقل بچگیهات هر کاری دلت خواسته کردی. حسین من از همون اولم گفتم نکنه تو یه گرایشای زنونه هم داری، گفتی نه. اگه نداری پس تو مهمونی زنونه شرکت کردنت چیه؟ نکنه دنبال رژ صورتی با موهای های لایت و ناخن بته چقه می گردی؟
برکه کبود | December 24, 2006 04:04 PM
با عرض سلام.
ببخشيد که قبلاً بابت بازی دادن من تشکر نکردم. در راستای همون مهمانی سرم شلوغ بود و فقط رسيدم خودم را مطرح کنم!
بعد هم واقعاً که! حالا ديگه فاميل داماد ميشی و دلت برای سعيد ميسوزه؟ خوبه من فقط پنج تا اعتراف کردم، اگه همه شو ميگفتم چی ميگفتی؟
آينه | December 24, 2006 04:26 PM
من نمی دونم چرا این همه این یاسمن رو دوست دارم....
بابا خوب شد ساسان عزیز منو دعوت کرد به بازی وگرنه بقیه که هیچ به فکر ما نبودند.
بازی دوست داشتنی و جالبی است.
--------------
( ور نداری تو جواب نامه بنویسی که منو نمی شناسی ها ...لجم می گیره)
نمی دونم | December 24, 2006 05:57 PM

intellectuall و تحليلي مثل هميشه !!!!

سلام جيگر،
چند روزي نبودي، نگرانت شده بودم.
خوشحالم كه سايتتو دارم. دلم برات تنگيده بود.
يلدا و كريسمس و تمام اين عيداي دل خوش كنكي جميعا مباركت باشه!
فعلا بايييييييييييي جيگرررررررررررررر...................
-----------------------------------------------------------------------
عليك سلام جيگر
ببين تو خيلي بي منطق و متنقاضي. ميدوني چرا؟ يادمه گفتي ايميلت رو نميذاري چون از هك شدن و ويروس و تروجان ميترسي. عجيب نيست. تو كه اعتماد نداري اونم به مني كه جا و مكان دارم و يه عالمه آدم اينجا منو ميشناسن و همچينين به اسم واقعيم ميشناسن ودر دنياي واقعي ميشناسن و تازه كارمم خير سرم و ارواح شيكم عمه م فرهنگي چطوري دلت تنگ ميشه و اصلا مياي اينجا و از اين حرفا. واقعا مسخره ست. تو واقعا طنزي رفيق جيگر.... واقعا كه.

ghosse nakhor . matne manam ye baar gom shode bood amma moshkeli pish nayoomad . va manam baaz ping shode boodam khob ! amma az oonjaayi ke man saram kheili shoolooghe mazerat khaahi ro forsat nadaaram bekonam ! . felan ...

vaghti didam "shabe yalda "ro bardashti taajob kardam...ke intora bude....

shabnevis tasavvoresh inke oun yaroo ro peyda karde bashio bekhay khafash koni...yejurie mage na!!!

منم میخوام برم پینگت کنم:)
شو خی کردم به خدا

bebin chera fekr mikoni اهل كتاب و انتلكتوئلdokhtar e كه خيلي هم خوشكل و سفيد و قد بلند باشه وجود خارجي نداره؟ چرا منكر وجود منمي شي؟ تازه مگه كتابخوني و چيز حالي بودن با حوشگلي كانتراست داره؟ اما اينم بگم كه ناخن قشنگ بودن ديگه واقعا مال آدم هاي بيكاره!!!

صفحه نخست
آرشيو

تماس با من


عناوين

مي خوانم

آرشيو

 

خروجی XML وبلاگ

 Host by: Jablogi
Jablogi.com

 

New Page 2