« نويسندگي يا زايمان2 | صفحه اصلی | نويسندگي يا زايمان 4 »
نويسندگي يا زايمان 3

شايد صد بار كه كلمه ي فرماليست را شنيده ام ، صد بار هم به فكر فرو رفته ام كه يعني فقط متن زيبا . يعني يك كودك موبور و چشم آبي ولي داراي سرطان خون ؟! هيچگونه توجيه منطقي نداشتم كه آيا كسانيكه فرماليست هستند بهانه ي روايتشان فقط اين كلمات است .؟!
آيا قصه اي ، حرفي ، فلسفه اي ، در بين نيست ؟ تمام اين حديثها براي اين باشد كه چشم بگردد و دست آخر كتاب بسته شود و به خواب عميقي فرو برويم . فكر مي كنم در ادبيات شعر بيشترين استفاده از فرم مي شود كه دلايل بسيار زيادي براي اين كار وجود دارد . شعر بايد در كمترين جا بيشترين حرف را بزند . ولي حرف مي زند . شعر بايد اصول احساسي خودش را حفظ كند . گاهي با عشوه هاي كلامي و تصويري اين كار را مي كند ...

در مورد فرماليست روسها پيش تاز هستند ولي در مورد حرفهاي گنده نوشتن هم شايد بيشتر از روسهاي دوره ي خودشان نداشته باشيم . تنها يك سوال مانده . آيا فرم به خدمت گرفته شد تا به قصه و حرفي برسيم ؟
اينكه نقطه ي آغاز و شكل گرفتن و يا بسته شدن اين نطفه در كدام قسمت از زندگي يك نويسنده است شايد بسيار پيچيده باشد . بسته به شرايط روحي و موقعيتي ( location ) و حتي جرقه هاي ذهني از اتفاقات روزمره و زندگي شخصي و يا شعارهاي بلند و كوتاه و حرفهاي نگفته و يا قصه هاي اتل متل توتوله و .... براي هر نويسنده اي متفاوت است و شايد هميشگي هم نباشد . ولي اينكه با يك حرف گنده شروع به نوشتن كنيم آيا قصه اي گويي را فراموش مي كنيم ؟ قصه در كدام مرحله شكل مي گيرد و آيا جذابيت و سرگرمي كه شايد از نظر من مهمترين قسمت براي شانس خوانده شدن يك متن باشد تنزل نمي كند ؟
شايد همه ي اينها به هنر نويسنده مربوط باشد و توان او در نوشتن . ولي اينكه هر كدام دليلي براي نوشتن باشند ديگران را خود مدفون و يا تحت فرمان قرار نمي دهند . مسئله شايد در اينجا مطرح مي شود كه اين قصه است كه حرفي براي گفتن دارد و جذابيتش را بطور ذاتي يدك مي كشد .
شايد اين دغدغه اي كه باعث مي شود چيزي نوشته شود بيشتر بر حكم همان جرقه هايي باشد كه ابتدا نوشتم . هر كدام از آنها دليلي براي نوشتن است و هر كدام نوپاي تازه به دنيا آمده هستند كه به زنده ماندنشان اميدي نيست و فقط نويسنده آنها را مي پروراند و كمك به رشدش مي كند تا اسم داستان را بر او قرار دهد و در ابتدا هيچ تصوري از اينكه اين موجود چيست ندارد ؟ اين موجود رشد مي كند و بعد آراسته مي شود و فرم مي گيرد . در ابتدا هيچ فرمي برايش قائل نيستند . مويي براي شانه شدن ندارد . شايد تا چيزي ننويسيم نتوانيم فرمي برايش در نظر بگيريم . چون هر فرم و شكلي براي موجودي كه هستي اش قطعي است حتي اگر وجودش داراي محدوديت زماني باشد قابل پذيرش و بصري خواهد بود .
حال اينكه فرم در كدام قسمت از مراحل نوشتن بدست مي ايد جاي بحث بيشتري دارد ولي آنچه مسلم است هيچ نويسنده اي نيست كه بخاطر فرم زيبا بنويسد و يا فرم داستاني اش سر آغاز نوشته اش باشد . فرم به خدمت داستان و روايت و حرف و نويسنده در مي آيد تا حرفها گفته شود . همانطور كه زبان در خدمت كلام است . فرم فقط يك وسيله است براي گفتن . گفتن نه به معناي شعار دادن بلكه گفتن به معناي تزريق كردن فكر بدون درد حتي با سرخوشي .

توسط <$MTEntryAuthorDisplayName$> در <$MTEntryDate$> |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.shabnevis.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/17

نظرات
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.





صفحه نخست
آرشيو

تماس با من


عناوين

مي خوانم

آرشيو

 

خروجی XML وبلاگ

 Hosted by jablogi.net
Jablogi.com

 

New Page 2