« سيب آنجلينا | صفحه اصلی | بدجوري تو نخ توئه »
كازابلانكا

با ماريو نشستيم و تنها فيلم عاشقانه اي رو كه واقعن قبولش داريم رو ديديم. ماريو الان سرش رو گذاشته روي زانوهاش كه بغل گرفته. خداي من همفري محشره ولي احمقانه ميذاره و ميره. فقط با يه يادداشت. ماريو ميگه كاشكي ايراني بازي در مياورد و مثل تاپاله كنه ي دختره ميشد. خداي من اسم دختره يادم نيست. دختره وقتي اسلحه رو گرفته طرف همفري و وقتي اسلحه رو از دست ميده مثل يه زن كامله. از اون زنا كه من و ماريو دلمون ميخواد يكيش رو داشته باشيم. از اونا كه هميشه تسليممون باشن. از اونا كه هي برامون اشك بريزن و ما هم مثل آدماي قدرتمند يه جوري برخورد مي كنيم كه انگار يه چيزي رو داريم براشون به ارمغان مياريم. ماريو ميگه اگر يكي از اين زناي هميشه تسليم داشته باشه ديگه نميذاره ماريو صداش كنم. اسمش رو عوض مي كنه و همه رو مجبور ميكنه بهش بگن حسين. راست ميگه. يه زن اونطوري كه هر لحظه بهش نگاه كني توي بغلت باشه. در اختيارت باشه. هميشه خودش رو تسليمت كنه. تو بغلت گريه كنه و هي دائم تو رو بخواد. ماريو سرش رو گذاشته روي پاش. لعنتي منو هم وسوسه كرده سرم رو بگذارم روي پام. فيلم رو ميتونيم دوباره ببينيم. تنها فيلمه قديميه كه من دارم. دوست دارم صدبار اين فيلم رو ببينم ولي ماريو به اينجاي فيلم كه ميرسيم سرشو ميذاره رو پاش و منو هم وسوسه مي كنه. اصلن فيلم رو نگاه مي كنيم تا سرمون رو بگذاريم رو پاهامون و به اون دختره فكر كنيم. وقتي همفري و اون با هم چفت ميشن ( به جون راوي كلمه ي ديگه پيدا نكردم. حسين ) دستاي دختره از ضعف عشق! يا تسليم ميافته و گيلاس مشروبش رو ميزنه ميريزه. واي روياييه. مگه نه ماريو؟ ماريو سرش رو بلند ميكنه. چشماش خيس شده. زانوهاش هم همينطور. لعنتي انگار چيزي رو از دست داده. بهش ميگم بالاخره پيدا مي كني. سرتو بلند كن ماريو زشته الان آنجلي از در مياد تو ضايع ست. ماريو ميگه خفه شو حسين اين فيلمه كه داري نگاه ميكني مسخره...

توسط <$MTEntryAuthorDisplayName$> در <$MTEntryDate$> |
نظرات

همه رو مجبور ميكنه بهش بگن حسين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ماريو مگه يكي ديگه نيست؟
----------------------------------------------------------------------
چرا یکی دیگه ست.

صفحه نخست
آرشيو

تماس با من


عناوين

مي خوانم

آرشيو

 

خروجی XML وبلاگ

 Hosted by jablogi.net
Jablogi.com

 

New Page 2