« پسرك شعبده باز | صفحه اصلی | ... »
مه سا

_ مه‌سامون گواتر داشت. اينقدر نگهش داشتيم و خرجش نكرديم تا شوهر كرد. شوهرش هم هفت ميليون خرج كرد تا خوب شد.
یه جوری یه وری نگاهش کردم که مثلا تعجب کردم و بعد آب دهانم را قورت دادم و گفتم: مه‌ساتون فقط گواتر داشت؟ شوهرش فقط هفت ميليون خرج كرد!؟
_ ها؟ نميدونم!

توسط <$MTEntryAuthorDisplayName$> در <$MTEntryDate$> |
نظرات

دیدی اینا که دخترشون مریض میشه به داماده میگن دخترمون وقتی اومد خونه تو سالم بود. هفت میلیون خرج یه گواتر؟ بابا من دکتر سراغ دارم یه دوره قرص میده راحت گواتر خوب میشه. حالا فوقش بشه یه میلیون. الان سرطان خوب می کنن با سهمیلیون. پسر زن میدن با 500 هزار تومن!
----------------------------------------------------------------------
ندیدم ولی شنیدم.
کجا پسر زن میدن با پنصد تومن بگو مام بریم. الان زن میگیزن با پونصد تومن ولی مهریه میبرند هفشتصهتسدصد میلیون تومن!!!

واقعا بهت تبريك مي گم!
اين ديگه آخر بي مزگي بود! واقعا اين ايده هاي ناب رو از كجا مياري؟؟
حتما خيلي به مغزت فشار مياري تا اين مزخرفاتو رو صفحه بياري نه؟
خوب اينم براي خودش هنره ديگه! هنر بي هنري!
اگه مينيمال اينه كه ........ به هر چي مينيماله............

ها؟ نمیدونم!
مه سای ما هم گواتر داشت.
---------------------------------------------------------------------
یعنی مهسای شمام بعله!! ببین گواتر ظاهر قضیه ست.

man ke nafahmidam
--------------------------------------
مهم نیست. اولاش اینطوریه.

دمت گرم! خیلی توپ بود.
---------------------------------------
ایول داداش خیلی مخلصیم. کار و کاسبی در هوا و فضا چطوره. تا خرخره رفتی تو زندگی فرو وحید.

مه سا رو انداختن بابا جون. هر چی درد و مرض داشته گذاشتن مونده مونده تا شوهر کنه بره خونه شوهره. فکر نکردن بیچاره ممکنه این وسطا تلف بشه؟ اگه تلف می شد به کی می خواستن بدنش؟
----------------------------------------------------------------------
میگن دختر مرده از گواتر مثل پیکان تصادفی میمونه. بازم یه قیمتی داره. حدود یک پنجم.

از نظر من این دختره خیلی خرشانس بوده
دخترای دیگه میرن کلی خرج خودشون می کنن یکی بیاد بگیرتشون اما ...
---------------------------------------------------------------------
دوستم که اینجا تلنگیده کنار من و سرشو گذاشته رو شونم!!!! میگه میخواد از کار نفت و گرافیک بکشه بیرون و بزنه تو کار واردات شوور از چین. میگن یه بار مصرفند و تا بفهمی کلی طول میکشه و تازه قطعه تعویضی هم ندارند و خلاصه کلی راسته کار زنای ایرانین!!!! اما من میگم این روزا خرج دماغ کنین که خیلی آینده سازه.

مه ساشون گواتر داشت
خودشون معرفت.
-------------------------------------
یا حق. بشمار

"مهسامون" یا "مه ، سامون" یا ... ؟! یکم رو خوندن ِ اسم ِ طرف گیر کردم حتی وقتی از مه سامون رد شدم چند لحظه رو خوندن ِ مه ساتون گیر کردم !!! :)
----------------------------------------------------------------------
بالاخره زندگی گاهی گیر داره دیگه!

shoohare nemoone ke migan ine ?
----------------------------------------------------------------------
فکر کنم فرهاد جان همین باشه. چون اونایی که ÷ول ندارند رو کسی دوست نداره و تحویل نمیگیره به احتمال قریب یا غریب به یقین همینه. عجب موجودیه این شوهر نمونه!!!!

حسین با اجازه خودت، نه این یکی نه اون قبلی... یعنی اینکه اگه اجازه بدی مثل خودت نمی خوام نظر بدم...
----------------------------------------------------------------------
اختیار دارین

سلام
يه پيشنهاد دارم . تو داستان مي نويسي ؟ هر بار يه موضوع تازه ؟ هر با يه حرف تازه ؟ هر بار آدمهاي تازه ؟ ولي من فكر مي كنم اگه بين تموم اين تازه ها يه چيز تكراري وجود داشته باشه بهتر مي توني بقيه رو با خودت همراه كني .اينكه اين وسط يه آدمي وجود داشته باشه كه داري حرفاتو از زبون اون مي زني .براي اين آدم هزار جور اتفاق ميفته و اون مي تونه هر بار نگاه تازه اي داشته باشه . بقيهء داستانات هم سر جاش باشه ولي از اين بخش جداشون كن . نمي دونم منظورمو فهميدي ؟! البته ببخشيد كه به خودم اجازه دادم يه همچين اظهار نظري بكنم .

راستي.......چرا مي نويسي ؟؟؟
---------------------------------------------------------------------
سلام
اگر دقت کنی اون یه چیز تکراری رو میبینی. اگر خواستی راهنماییت هم میکنم.
مینویسم چون میتونم بنویسم چون نمی تونم ننویسم. چون تنها کاریه که ازم بر میاد. چون در نوشته هام زندگی میکنم. و کلی شیفته ی اونها هستم.

از این خونواده های شاهکار زیاد پیدا می شه!
----------------------------------------------------------------------
یعنی ما جزوشون نیستیم؟! من فکر میکنم این مینمال یعنی همه.

divari kotahtar az mahsashoon peyda nakardiya... agha adam ede kam miyare be zamino zaman gir nemide ke
----------------------------------------------------------------------
از کجا فهمیدی ایده کم آوردم؟ اگر مینیمال بعدی ایده داشت اونوقت چطوری میتونی این نظر رو پس بگیری؟

آقا من هفته دیگه این امتحانم و بدم خیالم راحت شه, بهت زنگ می زنم. می شه آخر هفته. خب؟
----------------------------------------------------------------------
ببینیم و بشنویم و تعریف کنیم.

آقا به خدا خرج گواتر سمی هم 7 میلیون نمیشه
دواش یه دوره قرص متی مازوله
-----------------------------------------------------------------------
آقا چشم داری ببینی این گواترش اندازه یه دماغ پونزده سانتی خرج داره؟!

_ :حالا اگه شوهرش پولدار نبود چيكار بايد ميكرد؟
+: ها؟نميدونم!
--------------------------------------------------------
هیچی اصلا شوهرش نمیدادن!

چه قدر خوبه حسين نوشته‌هاي تو مثل يک دريچه و روزنه‌ي کوچيک توي يه جايي از زندگي مي‌مونه که وقتي از دور دور نگاه کني شايد هيچي نتوني ببيني حتي دريچه رو. اما وقتي چشمتو بهش مي‌چسبوني دنياي بزرگ پشتشو مي‌بيني...
اين نوشته‌ي تو مثل يه قطعه‌ي کوچيکه پازله. قطه‌اي از پازل که خواننده مي‌تونه با گذاشتن شايد يه جمله‌ي ديگه خودش پازل کاملو بسازه.....حسين اگه اين يه قطعه‌ي پازله، قطعه‌ي خيلي خوبيه...من اونو کنار جمله‌ها، و شخصيت پردازي‌هاي ديگه‌اي که مي‌تونستم گذاشتم...بگمونم اين قطعه ماهيت خودشو حفظ مي‌کرد...مثلاً گوينده‌ي ديالوگ اول، يه دختر دست و پا چلفتي باشه که معمولاً چيز‌ها رو درست متوجه نمي‌شه[مثل من]. يا گوينده‌ي ديالوگ اول رو يه آدم فيس و افاده‌اي فرض کن که از اونا که واسشون حجم عيب و ايراداشون هم مهمه اما اول شخص مثلاً يه دختر مهربونه [از اينا که من خيلي دوسشون دارم]. حالا فرض کن گوينده‌ي اولين ديالوگ داره با خنده ديالوگشو مي‌گه و اول شخص يکم حسوده...نمي‌دونم مي‌شه اين‌ها رو تصور کرد يا نه. اصلاً حرفي که مي‌زنم درست هست يا نه...مي‌خوام بگم که چيزي که مي‌نويسي مو لادرزش نمي‌ره. من داستان نويس يا کلاً نويسنده نيستم اما پاراگرافي که مي‌نويسم هرکسي که مي‌فهمه يه چيز مخصوص به خودش برداشت مي‌کنه و هيچ کدوم اون چيزي که من مي‌خوامو برداشت نمي‌کنند. اما خوبيش اينه که برداشتشون قشنگ‌تر از حرف منه! ....مديريت يه نوشته‌ي کوتاه راحت باشه... اما نوشتنت حرف نداره...اين سوژه‌هايي که انتخاب مي‌کني کار هرکسي نيست...مطمئنم که يه هدفي از زندگي داري...يه دوست ميانسال فهميده و خوب داشتم که هروقت نوشته‌هامو مي‌خوند مي‌گفت: "فلاني يه طور بنويس که به درد بخوره"... اين شايد بشه :مرکز مختصات هدف داستانتو با هدف زندگيت يکي کن ...اون دوستم انقدر زندگي کرده بود که درک کنه براي گفتن چيزهايي که بايد بگيم و براي چيزهايي که بايد ياد بگيريم، فرصت زندگي خيلي کمه......حسين عزيزم موفق باشي..
نمي‌دونم چرا با خوندن نوشته‌ي تو ياد تصميم گرفتن براي ديگران افتادم. توي زندگيم جزء چيزهايي که ازشون بدم مي‌ياد تصميم گرفتن براي آدم‌هاي ديگه بوده مخصوصاً جلوي خودشون. اگر هم کسي براي من اينکارو بکنه، احتمالاً فکشو نابود مي‌کنم! [چه خشانتي!] فرض کن دو تا از دوستام کنار من وايسادن و بدون اينکه به بودن من اهميت بدن، انگار که من نيستم، بگن :"راکرس اصلاً درس نمي‌خونه. وقتايي که بغل دستت مي‌شينه نذار از روت کپ بزنه. جزوتم بهش نده بذار خودش بنويسه" "حق با تواّ نبايد ديگه زياد بهش تلفن بزنم. سر کلاس هم مي‌رم يه جاي ديگه مي‌شينم!" اونا دوستم دارن، منم دوستشون دارم و فکشونو پايين مي‌يارم!
من شب چهارشنبه فهميدم از زندگي هيچ هدفي ندارم. يه فرشته به من گفت...يعني راستشو بخواي به من مي‌خندي من فکر مي‌کردم اومدم که دوست پيدا کنم...حالا مي‌خوام برم دنبال هدف بگردم...تو هدف منو جايي نديدي؟
پي‌نوشت: چيه مي‌خواي بگي من اين دريچه رو از دور دور دور ديدم؟ راستش من اصلاً کورم...

بابا ماها همه مون جدی گرفتیم. یارو خواسته پز بده شوهر خواهرش پول داره. یه چیزی پرونده مونده توش. حالا نشستیم هی داریم راجع به هزینه ی یه دوره درمان بحث می کنیم.
----------------------------------------------------------------------
آخه میدونی میترا جون ما اینقدر داریم اینقدر وضعمون خوبه ده بار رفتیم عمل و درمان گوارت دقت کن گوارت نه گواتر برای هین میدونیم عملش هزینه ش اندازه دماغ نیست.

7میلیون بخاطر یه گواتر. دود زذ بیرون از کلم بابا...
----------------------------------------------------------------------
زندگی خرج داره اوشگول جان

خُب؟ بعدش؟ ... همین؟ ... این دیگه خیلی چیزهو من نمیفهممش. به هر حال مه سا شانس اورده.
----------------------------------------------------------------------
این آخرشه. دیگه بعد نداره.

خيلي جيگري جون تو!!
رفيق جيگر، دوست دختر خوشگل نمي خواي؟؟
نمي خواي نمي خواي نمياي؟!
-------------------------------------------------------
جیگر جیگر جیگر جیگر جیگر!
یه بار سر در یه جیگرکی دیدم نوشته: دل و قلوه و جیگر الناز !!!

ديگه از جوابات خوشم نمياد اصلن اشتباه كردم
------------------------------------------------------------------
خب هر چرخ و فلکی هم ده دور بزنه سرمو آدم به گیج خوردن و دوران میندازه برای همینه که شهربازی همه جور بازی داره!!!

من کامنت نذاشته بودم؟! اومدم جوابش را بخونم.. نیستش!!
----------------------------------------------------------------------
نیست دنیا. حیف که نیست.

مرتیکه من گفتم انقدر خرجش نکردیم تا شوهره خرجش کنه؟! من گفتم اصلا واسه خاطر خرج عمل شوهرش دادیم؟ من گفتم انقدر گشتیم تا یکی پیدا شه دور از جون خر شه بابت عملش کلی پول بده؟ ............ بزنم تو اون چونه ت.
دستت درست حسین. اون جمله ی آخر راوی یعنی یکی مونده به آخر کلی حرف داشت. غیر از اون از نظرات فهمیدم که ملت چقدر زود قضاوت می کنن و چقدر زود تیربارون می کنن دیگرون رو غیر از راکرس که کلی احتمال تو قضاوت شخصیت داشت همه کلی بهش حال داده بودن. قسم می خورم اگه تو یکی از اون شیطنت های کوچیک رذیلانه رو که همه آدما دارن از طرف خودت رو کنی البته در قالب یه شخص ناشناس همه از جمله خودم حسابی لهت می کنیم. ای خدا امان از این ما.
-----------------------------------------------------------------------
خب تو یه جور خاله زنکی و منم یه جور.. هر کسی از ظن خود شد یار من یا یار مهسا!! من و مامانم اینا قضیه رو اینطوری تحلیل کردیم.
تو که خودت بدتری که هر چی میگم یه صفت میچسبونی و خودتو خلاص میکنی؟! بقیه مثل خودت. فقط من خیلی اقام و کارم درسته!!!! هوووووق....

بنویس هستید . پیپ قرمز
---------------------------
هستم. شب نویس

اول بگم ببخشید چون میخواستم برای مطلب بالایی نظر بزارم اما باز نمیشد.یه چیزی که من فهمیدم اونم نه تو این داستانت بلکه تو کل نوشته هات اینه که زبان داستانهات خیلی روونه.آدم رو با خودش میبره!بهت تبریک میگم در ضمن از اینکه هنوز مینویسی خوشحالم.چون من بعد از یک غیبت طولانی اومدم و به هرکی که سر میزنم تعطیل کرده بود.خوشحالم که هستی.شاد زی
---------------------------------------------------------------------
خواهش میکنم ولی برای مطلب بالایی هم نظرتون رو گذاشته بودید.

صفحه نخست
آرشيو

تماس با من


عناوين

مي خوانم

آرشيو

 

خروجی XML وبلاگ

 Hosted by jablogi.net
Jablogi.com

 

New Page 2