« خنكي | صفحه اصلی | فيلم و انار و بالش »
معشوقه ي من نقاش بود

_ چرا اينقدر دوستش داري؟
_ آخه اون آبيه.
_ چرا آبي؟
_ آخه اون مثل آسمونه.
_ من چه رنگي بودم؟
_ سرخ .
_ من چي بودم اون وقت؟
_ غروب.
_ بعدي قهوه ايه نه؟
_ چرا قهوه اي؟
_ چون مثل كوه ميمونه. بعدش زرد مياد. چون مثل خورشيد تابانه. بعدش سبز مثل درختا. بعد بي رنگه مثل باد. بعد صورتيه مثل گلاي شمعدوني. بعد سياهه مثل شب. بعد ...

توسط <$MTEntryAuthorDisplayName$> در <$MTEntryDate$> |
نظرات

این جمله ی معشوقه ی من نقاش بود خودش یه مینیمال به تنهاییه ! معشوقه هه نقاش هست اما عاشق رو نکشیده چون " بوده " ولی عاشق خوب درس نقاشی شو یاد گرفته : " بعد بی رنگه مثل باد ." فعلن ...

تو چه رنگي بودي ؟

ها؟!!!

قشنگ بود.

محشره. بقیه اش باشه واسه وقتی دیدمت...

بامزه بود بعدي هم ميتونه دودي باشه عين دود دودكش خونه!

خوب نسیت آدم اینطوری احساسات یه نقاشو ببره زیر سوال..
-----------------------------------------------------------------------
فكر كنم اول خوب نيست يه نقاش با احساس تو دنياي واقعي گند بزنه. ولي خب در كل اين داستانه. هر دو روي ماجرا رو داره. شما اينورشو گرفتي و من اونورشو.

سلام
برای این کارت حرف چندانی ندارم ...
اسمشو که خوندم انتظار یه کار قوی داشتم اما بیشتر شبیه حرفای زیر لب یه آدم قرقرو شده ...
توی یه داستان بلند خیلی بیشتر جواب میداد ...
***
ادعا می کنی کم کار نشدی ولی شواهد چیز دیگه ای نشون میده ... چرا؟
-----------------------------------------------------------------------
ادعا؟!!!!!
ناراحتي از چيزي؟!!!!!!
نوشته هام رو اينجا نميگذارم همين. حوصله ي اينجا رو ندارم.
ادعا !!!!!!!!!

چی میکشه کسی که عاشق یک نقاش است!
جدآ ها...
----------------------------------------------------------------------
واقعا

حسين جون يه دفعه بگو طيف نور رو بجاي معشوقه اختيار كردي ديگه. البته بد نيست بالاخره حوصله آدم سر كه نميره هيچي تازه به تجارب آدم هم اضافه ميشه ...
--------------------------------------------------------------------
ليلا جون فكر كنم جاي ديالوگها رو اشتباه گرفتي!!!
طرف عاشق طيف نور شده!

خوب نیست آدم انقدر بی اعصاب باشه.!

منشور ابزاری اپتیکی است که نور سفید را به رنگهای متفاوت تجزیه می کند!

سلام هموطن. سایت یاهو, نام ایران را از لیست کشورهایش در صفحات ثبت نام حذف کرده. اگر حاضر نیستید این ذلت را بپذیرید به صفحه ی http://helloyahoo.net با عنوان کلیدی yahoo mail لینک بدهید تا حداقل سهم خود به ایرانمان را از طریق این بمب گوگلی ادا کنیم. متشکرم

سلام! خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم! رنگ دادن به آدما جالبه! اما اگه واقعا رنگی وجود داشته باشه! همون بیرنگ یا خاکستری ها بیشتر مناسبن برای آدم هایی که اطرافمون هستن!

نوشته هاتم اينجا نذاري بازم ميايم...كيو مي ترسوني!

...و اينكه چقد ما گناه داريم...ديگه حوصله اينجا رو نداري.

من چون جونور مقلدی هستم، همین که یونیک گفته! راستش جرات نکردم خودم بنویسمش!

دنبال كوارتت گشتم و بلاگ تو رو ديدم. خوشم اومد...

همین الان یهو به ذهنم رسید که اگه اسمت به جای حسین خالی حسین علی بود بیشتر ...بیشتر ...بیشتر قشنگ بود
نیای تلافی کنی اوقلی بس و بیگم بزاری دور اسمم ها!! من همینجوری بدون نظر این به ذهنم اومد.
خوبی حسین علی؟!!
چرا دیگه حال نمیکنی نوشته هات رو بذاری اینجا؟! من با اون عجیب غریب هاش خیلی کیف میکردم.

دوست عزيزم لينكم را برداشتي يا اصلا لينكم نكرده بودي؟

حسینقلی میرزا هم بد نیستا!

درود
از همه زيباتر اسم اين مينمال است.
حسين جان مثل هميشه زيبا بود.

بعد از اتمام رنگها چي خواهد بود؟
---------------------------------------------------------------------
رنگها تموم نميشن رفيق.

معشوق من نقاش بود. امابي رنگ و نقش...

khob ke chi?

آخرش مشکی بعد از ان همه رنگ عوض کردن

eival hosein.. be shedat hal kardam ba in nevehste.....

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.





صفحه نخست
آرشيو

تماس با من


عناوين

مي خوانم

آرشيو

 

خروجی XML وبلاگ

 Host by: Jablogi
Jablogi.com

 

New Page 2