شايد يه چيزي باشه تو مايه هاي" از شنبه شروع ميكنم رژيم بگيرم"!
حالا كه فرصت نوشتن تو خونه نيست. بهتره سر كار بنويسم.
ميخوام اينجا زنده بمونه. با اينكه خيلي كار دارم. كاراي نون درآر! زن گرفتني. آينده بچه. جلوي مادرزن رو سفيد كن. دهن باجناق گل بگير. نيش گون از باسن جاري بگير. و خلاصه عقده پشت عقده خالي كن.
اما قبل از خواب چه كار ميكنم:
به دوستان مذكر توصيه ميكنم اي مومنان اي انديشمندان و روشنفكران مذكر كه ميتوانيد الفاظ ركيك و غير ركيك و بامزه به زبان بياريد و اي كسانيكه ميتوانيد بدون عذاب وجدان متلك بندازيد يا محترمانه تر سر صحبت را با آدمهاي از جنس مونث ارتباط برقرار كنيد البته بي دليل يا با دليل!!! برويد بام تهران. من خيليها رو بردم و ديگه با من برنگشتند.
حالا چرا اونجا. به سر جد عمر قسم اونجا جاي خوبيه. هر كي تنهاست بي دليل تنهايي نيومده. ميتونيد مزاحم ناموس مردم بشيد. ميتونيد با مزاحمت مادر بچه هاتون رو انتخاب كنيد. البته اگر كسي زد تو گوشتون بدونيد كه به قول مديرم بايد عواقبش رو تا يه بار و دو بار و سه بار و چهار با و پنج بار و شش بار و هفت بار و هشت بار و نه بار و ده بار و ... بپذيريم!
داد و بيداد كرديم گفتيم بياد پايين از منبر و ول كنه شمردن رو.
خدا وكيلي يه بنده خدايي رو ديدم كه ابعاد و مشخصاتش رو نميدم كه پس فردا منو با يكي مخالف اون مشخصات ديديد بگيد خاك بر سرش با چي راضي شد. بدويند من دنبال شعور طرفم! به شرطي كه پول داشته باشه! نداشت هم مهم نيست. ماشين داشته باشه. چون واقعا بي ماشين بام رفتن سخته به مولا.
اما اگر مشخصات اوني رو كه يه بار ديدم رو داشته باشه ماشينم نداشت نداشت!
به همون حميد بيچاره گفتم بزن كنار. گفت جا موندن. تو سرپاييني ولنجك بوديم. گفتم حميد بزن كنار. زد كنار ديدم حميد سرخ و سفيد داره ميشه. اشاره كردم بهشون كه بزنيد كنار!
خودتون پيش بيني كنيد چي شد بعدش؟!...هر كي جواب درست رو بده جايزه ميگيره. مخصوصا اگر مونث باشه.
ميخوام اين مسابقه داستان نويسي رو هميشه برگزار كنم. يعني يه چيزي مينويسم و در ادامه بايد پيش بيني كنيد. نه اينكه بگيد طرف محل نذاشت و رفت. يا من شماره دادم و ..
بايد چند خط بنويسيد كه اگر مطابقت داشت حتما جايزه ميدم. اگر مطابقت نداشت ولي باحال بود بازهم جايزه داره.
لازم به ذكر است داوري اين مسابقه با خودمه و همه جوره همه چيز سليقه اي و باند بازي و آشنا بازيه. مگر اينكه دختر باشيد و خوشگل و تو دل برو و پولدار كه اونوقت همه چيز از جمله شعور و فرهنگ و روشنفكري و كتاب و ادبيات فداي اين زلمزيمبوهاي مادي ميشه. هر كي هم خوند و شركت نكرد هم خيلي خره.
آمد
آمد
آمد
آمد
آمد
آمد
آمد
آمد
آمد
رفت
رفتم
رفتم
رفتم
رفتم
رفتم
رفتم
رفتم
نيامد
بعدي هم نيامد
و بعدي
و بعدي
و...
و اينجا منم
ولي خب وقتي تو خيابون راه ميري و هدفون توي گوشته و هي راه ميري و هي راه ميري. هي آدمها ميان و ميرن. هي ميان و ميرن. و بعضي هاشون چقدر خوبند و چقدر آدم رو به رويا ميبرن و چقدر رفتنشون سخته. بهتره برگردي و پشت سرت رو نگاه كني و فكر كني يه تصوير ساختي. حالا فكر كن بعضياشون هدفون تو گوششون باشه و قيافشون خوب نباشه. اين يعني خودشه كه داره مياد. همون آمد آمد آمد و ...
كافيه موهاش يه جعدي داشته باشه كه فكر كني طرف باهاش مشكل داره. يعني دوست نداره موهاش مجعد باشه. چون بايد موقع مهموني ها صافشون كنه يا شونه نميشه. يا زير روسريش پف ميكنه. ايني يعني تو اگر بهش بگي من از اين موها خوشم مياد ...
و يه دماغ داشته باشه كه احتياج به دستكاري داشته باشه. اونوقت طرف عملش نكرده باشه. يعني اعتقادي به عمل كردن دماغش نداره و مثل دختراي ديگه نيست. و تو هم بهش ميگي من دماغتو دوست دارم....
خدا كنه همين دو تا ايراد رو داشته باشه.
تند راه ميرم. كه يعني از سر بيكاري راه نميرم. ولي پنج شنبه شبها از سر بيكاري راه ميرم كه يعني تنهام و اين تنهاييم رو پياده روي ميكنم.
به قول دوست هموطني يعني ميدوني يعني چي؟ با لهجه ي هر جايي كه هستيد بخونيد.